پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۷۵

درین دو هفته که زاینده رود سرشارست

پلی است آن طرف آب، هر که هشیارست

چسان ز سیر چمن خاطرم گشاده شود

که بوی گل به دماغ ضعیف من بارست

دل آرمیده بود تا شمرده است نفس

چمن صحیح بود تا نسیم بیمارست

عرق ز روی تو آتش به زیر پا دارد

عجب نباشد اگر همچو اشک، سیارست

به خارخار هوس دامن تو در گروست

وگرنه بادیه عشق بی خس و خارست

به وصل دلبر کنعان رسیدن آسان نیست

متاع این سفر از چشم همچو دستارست

ز درد خویش ندارم خبر، همین دانم

که هر چه جز دل خود می‌خورم زیانکارست

جهان به مجلس مستان بیخرد ماند

که در شکنجه بود هر کسی که هشیارست

به مجمعی که فتادی بساز با یاران

که در نماز جماعت شتاب بیکارست

مخور فریب مسیحا و چاره‌سازی او

که شربت دل بیمار، چشم بیمارست

نظر به کعبه و بتخانه نیست عاشق را

که طفل، شوخ چو افتاد خانه بیزارست

به طبع تازه صائب فسردگی مرساد!

که در بهار و خزان خامه‌اش گهربارست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۷۷حضور خاطر اگر در نماز معتبرست
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۷۸دل شکسته به قرب خدای راهبرست
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۷۹ترا ز جان غم مال ای خسیس بیشترست
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۸۰به لب مباد رهش ناله ای که بی اثرست
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۸۱بهار عنبر شبها سفیده سحرست
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۸۲مگیر غفلت خود سهل اگر چه یک نظرست
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۸۳سپاه عقل کم و لشکر ایاغ پرست
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۸۴به دل چو کوه، گران گرچه این کهن دیرست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.