پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۷۴

خوشا سری که ز تدبیر عقل نومیدست

که سال و ماه به دیوانه سر به سر عیدست

ز شهر دورشدن ها کفایت مجنون

همین بس است که فارغ ز دید و وادیدست

مدار دست ز اصلاح خود به موی سفید

که دل سفید چو گردید صبح امیدست

به گوشمال مده رو سیاه را تهدید

که بنده را خط راه گریز، تهدیدست

همین بس است ز قهر خدا سزای بخیل

که فقر دارد و از مزد فقر نومیدست

خبر ز تلخی آب بقا کسی دارد

که همچو خضر گرفتار عمر جاویدست

غرور حسن گرفته است دیده خورشید

وگرنه لاغری ماه، عیب خورشیدست

مباش بی نفس سرد یک زمان صائب

که آه سرد در آن نشأه سایه بیدست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۷۶ازان به خاطر من ترک کار دشوارست
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۷۷حضور خاطر اگر در نماز معتبرست
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۷۸دل شکسته به قرب خدای راهبرست
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۷۹ترا ز جان غم مال ای خسیس بیشترست
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۸۰به لب مباد رهش ناله ای که بی اثرست
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۸۱بهار عنبر شبها سفیده سحرست
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۸۲مگیر غفلت خود سهل اگر چه یک نظرست
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۸۳سپاه عقل کم و لشکر ایاغ پرست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.