پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۶۱

به چشم خفته شکرخواب اگر چه مهتاب است

بیاض دیده روشندلان شکرخواب است

میان باده کشان بی تکلفی باب است

رعایت ادب اینجا خلاف آداب است

به زیر چرخ نماند دل تمام عیار

صدف شکن بود آن گوهری که شاداب است

مخور فریب سخاوت ز چرخ کج رفتار

که طعمه ای که دهد روی پوش قلاب است

شتاب در ره مقصد درنگ می آرد

که خرج راه شود رهروی که بیتاب است

مده به خلوت دل ره فسرده طبعان را

چراغ مرده چه لایق به کنج محراب است؟

به غیر مسجد و میخانه ای که مستثناست

نخوانده هر که به هر خانه رفت سیلاب است

اگر چه آب نسازد چراغ را روشن

فروغ شعله آواز از می ناب است

میان صوفی پشمینه پوش و زاهد خشک

تفاوتی است که در خار پشت و سنجاب است

به گرد دامن منزل کجا رسی صائب؟

چنین که عزم ترا پای سعی در خواب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۶۳ریاض هستی ما سبز از می ناب است
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۶۴خراب حالی ما از درازی دست است
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۶۵هزار رنگ گل فیض در گل صبح است
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۶۶مرا ز پیر خرابات این سخن یادست
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۶۷مرا ز پیر خرابات نکته ای یادست
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۶۸نشاط عالم بی اعتبار درگردست
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۶۹ز سادگی است به فرزند هر که خرسندست
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۷۰نهال شمع ز سبزی ازان برومندست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.