پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۶۹

ز سادگی است به فرزند هر که خرسندست

که مادر و پدر غم، وجود فرزندست

دل درستی اگر هست آفرینش را

همان دل است که فارغ ز خویش و پیوندست

شب آنچه مردم غافل ستاره می دانند

ز آتش جگر ما شراره ای چندست

سخن شمرده و سنجیده گوی بی سوگند

که شاهد سخنان دروغ، سوگندست

به زیر خاک، غنی را به مردم درویش

اگر زیادتی هست، حسرتی چندست

به شوربختی ازان دل نهاده ام که نمک

برای تلخی بادام بهتر از قندست

مرا به حلقه صحبت مخوان ز تنهایی

که نخل خوش ثمر من غنی ز پیوندست

مخور فریب شکرخند عیش چون طفلان

که روی صبح به خون شسته شکرخندست

به عشرت ابدی برده است پی صائب

به قسمت ازلی هر دلی که خرسندست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۷۱بنای صبر که همسنگ کوه الوندست
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۷۲به حرف سرد نصیحت زوال ما بندست
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۷۳ز بس که واله و حیران و بیقرار خودست
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۷۴خوشا سری که ز تدبیر عقل نومیدست
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۷۵درین دو هفته که زاینده رود سرشارست
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۷۶ازان به خاطر من ترک کار دشوارست
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۷۷حضور خاطر اگر در نماز معتبرست
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۷۸دل شکسته به قرب خدای راهبرست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.