پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۷۱

بنای صبر که همسنگ کوه الوندست

به یک اشاره موی میان او بندست

کجا ز دامن این دشت می تواند رفت؟

ز چشم آهو، مجنون ما نظر بندست

به یک اشاره گره می گشاید از ابرو

فغان که بند قبای تو سست پیوندست

قسم به مصحف خط غبار عارض تو

که پیش خط دلم از زلف بیشتر بندست

گلوی خامه ز وصفش چو شمع می سوزد

چه چاشنی است که با آن دهان چو قندست

به توتیا نکنم چشم التفات سیاه

به خاک پای تو چشمی که آرزومندست

تلاش بوسه نداریم چون هوسناکان

نگاه ما به نگاهی ز دور خرسندست

به پاره دل و لخت جگر قناعت کن

که نان خلق گلوگیرتر ز سوگندست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۷۳ز بس که واله و حیران و بیقرار خودست
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۷۴خوشا سری که ز تدبیر عقل نومیدست
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۷۵درین دو هفته که زاینده رود سرشارست
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۷۶ازان به خاطر من ترک کار دشوارست
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۷۷حضور خاطر اگر در نماز معتبرست
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۷۸دل شکسته به قرب خدای راهبرست
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۷۹ترا ز جان غم مال ای خسیس بیشترست
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۸۰به لب مباد رهش ناله ای که بی اثرست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.