پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۵۹

پرستشی که مدام است می پرستی ماست

شبی که صبح ندارد سیاه مستی ماست

اگر چه هستی ما چون حباب یک نفس است

دل پر آبله بحر از هواپرستی ماست

ز بخل نیست اگر بسته ایم راه سؤال

در آستین کف سایل ز پیشدستی ماست

نهشت در سر ما مغز، پوچ گوییها

فنای خرمن هستی ز باد دستی ماست

عروج مهر کند عمر سایه را کوتاه

بلند پایگی آسمان ز پستی ماست

ز خود برآمدگانند محو حق صائب

گرفته ماه تمام از غبار هستی ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۶۱به چشم خفته شکرخواب اگر چه مهتاب است
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۶۲غبار هستی ما پرده دار سیلاب است
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۶۳ریاض هستی ما سبز از می ناب است
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۶۴خراب حالی ما از درازی دست است
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۶۵هزار رنگ گل فیض در گل صبح است
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۶۶مرا ز پیر خرابات این سخن یادست
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۶۷مرا ز پیر خرابات نکته ای یادست
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۶۸نشاط عالم بی اعتبار درگردست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.