پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۵۷

خط نرسته ازان لعل آتشین پیداست

ز لطف، زهر خط از زیر این نگین پیداست

خبر ز نامه سربسته می دهد عنوان

عتاب و ناز تو از صفحه جبین پیداست

ز موج، روشنی آب می شود معلوم

صفای ساعدت از چین آستین پیداست

به درد و صاف می از جام می توان پی برد

ز روی خوب تو آثار مهر و کین پیداست

عیان بود رگ جان از صفای پیکر تو

به رنگ رشته که از گوهر ثمین پیداست

هلال و بدر نگردد اگر چه یک جا جمع

مه تمام سرین از هلال زین پیداست

شده است ناز غرورت یکی هزار امروز

در آبگینه نظر کرده ای، چنین پیداست

ز حرص نوشی ز چشم تو نیش پنهان است

وگرنه نشتر زنبور از انگبین پیداست

توان ز ظاهر هر کس به باطنش ره برد

ز آب شوری و شیرینی زمین پیداست

به امتحان نبود اهل هوش را حاجت

عیار عالم و جاهل ز همنشین پیداست

ز سایل است نمایان عیار جود کریم

که باد دستی خرمن ز خوشه چین پیداست

چو آتشی که نمایان بود به شب صائب

دل کبابم ازان زلف عنبرین پیداست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۵۹پرستشی که مدام است می پرستی ماست
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۶۰ترا که عالم آیینه عالم آب است
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۶۱به چشم خفته شکرخواب اگر چه مهتاب است
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۶۲غبار هستی ما پرده دار سیلاب است
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۶۳ریاض هستی ما سبز از می ناب است
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۶۴خراب حالی ما از درازی دست است
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۶۵هزار رنگ گل فیض در گل صبح است
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۶۶مرا ز پیر خرابات این سخن یادست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.