پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۲۸

زلف یار از جلوه خط پریشانی شکست

از غبار لشکر موران سلیمانی شکست

کشتی ما گرچه از موج خطر صد پاره شد

تخته ای هر پاره اش بر فرق طوفانی شکست

داغ منت چون کلف هرگز نرفت از چهره اش

هر که بر خوان فلک چون مه لب نانی شکست

اندکی از سینه پر شور ما دارد خبر

در کنار زخم هر کس را نمکدانی شکست

رو نگرداند ز تیغ آتشین آفتاب

هر که در راه طلب چون صبح دامانی شکست

دل ز راه عجز و دلدار از سر ناز و غرور

هر گلی طرف کلاه اینجا به عنوانی شکست

موجهای بحر یکرنگی به هم پیوسته است

از شکست خاطر ما کافرستانی شکست

از جنون، گفتم قلم بردار از من روزگار

در بن هر ناخنم سودا نیستانی شکست

از شکست بال، صائب در قفس خون می خورم

ای خوشا مرغی که بالش در گلستانی شکست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۳۰چون شود فربه، نماند روح پنهان زیر پوست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۳۱ذره تا خورشید دارد چشم بر انعام دوست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۳۲شکوه ام آتش زبان گردیده است از خوی دوست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۳۳تیغ بر خورشید خواباند خم ابروی دوست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۳۴توبه نتوان کرد از می تا شراب ناب هست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۳۵حسن را در هر لباسی دیده بان در کار هست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۳۶جز پریشان خاطری در عالم ایجاد چیست؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۳۷بادپیمایی مسلسل همچو آب از بهر چیست؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.