پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۲۴

ریخت در دل سینه من هر که را مینا شکست

من شدم مستان خمار هر که را صهبا شکست

در خمار و مستی از ما چون نمی گیرد خبر

توبه ما را چرا آن چشم بی پروا شکست؟

می کند خون گل ز چشم غیرتم بی اختیار

تا که را خاری ز راه عشق او در پا شکست

خشک مغزان جهان با تردماغان دشمنند

کشتی ما تخته ها بر مغز این دریا شکست

ظلم کردن بر بلا گردان خود انصاف نیست

بی سبب بال مرا آن آتشین سیما شکست

نعل ما را شوق بیتابی که بر آتش نهاد

بر کمر کوه گران را دامن صحرا شکست

چون علم گر پا توانی کرد قایم در مصاف

لشکری را می توانی با تن تنها شکست

بر چراغ دیده من نور بیتابی فزود

آن که از سنگین دلی آیینه ما را شکست

می شمارد سنگ کم رطل گران را ظرف ما

ساغر بی ظرف نتواند خمار ما شکست

خاک خواهد کرد صائب درد می در کاسه اش

محتسب گر بر سر خم ساغر و مینا شکست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۲۶خط سنگین دل بهای لعل جانان را شکست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۲۷پشتم از بار گنه بر یکدگر خواهد شکست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۲۸زلف یار از جلوه خط پریشانی شکست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۲۹باده خون مرده را ریحان کند در زیر پوست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۳۰چون شود فربه، نماند روح پنهان زیر پوست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۳۱ذره تا خورشید دارد چشم بر انعام دوست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۳۲شکوه ام آتش زبان گردیده است از خوی دوست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۳۳تیغ بر خورشید خواباند خم ابروی دوست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.