پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۲۳

دل به خون در انتظار وعده جانان نشست

بر سر آتش به تمکین این چنین نتوان نشست

در صدف گوهر ز چشم شور باشد در امان

حسن یوسف بیش شد تا در چَه و زندان نشست

بیم سیلاب خطر فرش است در معموره ها

فارغ البال است هر جغدی که در ویران نشست

از کواکب تا پر از سنگ است دامان فلک

با حضور دل درین وحشت سرا نتوان نشست

گشت تیر روی ترکش در نظرها آه من

در دل تنگم ز بس پهلوی هم پیکان نشست

چشمه خورشید در گرد خجالت غوطه زد

تا غبار خط مشکین بر رخ جانان نشست

داشتم وقت خوشی از بی قراری های عشق

کشتی‌ام بی بال و پر گردید تا طوفان نشست

در سیاهی چون نگین زد غوطه اسکندر، ولی

خضر را نقش مراد از چشمه حیوان نشست

شد عبیر رحمت جاوید صائب در کفن

هر که را گردی ز راه عشق بر دامان نشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۲۵تا به طرف سر کلاه آن شوخ بی پروا شکست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۲۶خط سنگین دل بهای لعل جانان را شکست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۲۷پشتم از بار گنه بر یکدگر خواهد شکست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۲۸زلف یار از جلوه خط پریشانی شکست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۲۹باده خون مرده را ریحان کند در زیر پوست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۳۰چون شود فربه، نماند روح پنهان زیر پوست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۳۱ذره تا خورشید دارد چشم بر انعام دوست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۳۲شکوه ام آتش زبان گردیده است از خوی دوست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.