پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۲۲

وقت آن کس خوش که با مینای می خرم نشست

تا میسر بود در بزم جهان بی غم نشست

مصحف رویش ز خط تا هم لباس کعبه شد

بر فلک از هاله مه در حلقه ماتم نشست

شمع ماتم بود امشب شیشه می بی رخت

بر رخ ساغر چهار انگشت گرد غم نشست!

نان جو خور، در بهشت سیر چشمی سیر کن

گرد عصیان بهر گندم بر رخ آدم نشست

شیشه می تکیه بر زانوی ساقی کرده است؟

یا مسیح خوش نفس بر دامن مریم نشست

می شود از شعله حسن بتان یاقوت آب

حیرتی دارم که چون بر روی گل شبنم نشست؟

تا کدامین تشنه بر ریگ روان مالید آب

خوش غبار کلفتی بر چهره زمزم نشست

برنمی خیزد به سعی آستین صائب ز جای

در چه ساعت بر رخ زردم غبار غم نشست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۲۴ریخت در دل سینه من هر که را مینا شکست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۲۵تا به طرف سر کلاه آن شوخ بی پروا شکست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۲۶خط سنگین دل بهای لعل جانان را شکست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۲۷پشتم از بار گنه بر یکدگر خواهد شکست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۲۸زلف یار از جلوه خط پریشانی شکست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۲۹باده خون مرده را ریحان کند در زیر پوست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۳۰چون شود فربه، نماند روح پنهان زیر پوست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۳۱ذره تا خورشید دارد چشم بر انعام دوست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.