پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۱۴

بهر قتل ما کمر آن حسن بی اندازه بست

دفتر گل را خس و خاشاک ما شیرازه بست

بی دماغان جنون را رام کردن مشکل است

سوخت لیلی، محمل خود تا بر این جمازه بست

سوخت چون خال از فروغ عارض گلگون او

از شفق آن کس که بر خورشید تابان غازه بست

آب شد از انفعال پیچ و تاب زلف او

موج بر آب روان چندان که نقش تازه بست

جمع نتوانست کردن این دل صد پاره را

آن که اوراق خزان را بارها شیرازه بست

نه همین صائب بلند آوازه گشت از حرف عشق

صاحب گلبانگ شد هر کس که این آوازه بست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۱۶تا فشاندم دست بر دنیا جهان آمد به دست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۱۷نیست جز غفلت مرا از عمر بی حاصل به دست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۱۸جای خود وا می کنند اهل صفا بر روی دست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۱۹سرنزد از بلبلم هر چند دستانی درست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۲۰عشق بالا دست بر خاک از وجود ما نشست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۲۱تا عرق از می بر آن رخسار جان پرور نشست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۲۲وقت آن کس خوش که با مینای می خرم نشست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۲۳دل به خون در انتظار وعده جانان نشست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.