پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۱۶

تا فشاندم دست بر دنیا جهان آمد به دست

از سبکدستی مرا رطل گران آمد به دست

یافتم در سینه گرم آن بهشتی روی را

در دل دوزخ بهشت جاودان آمد به دست

چشم پوشیدن ز دنیا چشم دل را باز کرد

دولت بیدار ازین خواب گران آمد به دست

چون هما مغز من از اندیشه روزی گداخت

تا مرا از خوان قسمت استخوان آمد به دست

دامن زلفش به دستم در سیه مستی فتاد

رفته بود از کار دستم چون عنان آمد به دست

سالها گردن کشیدم چون هدف در انتظار

تا مرا تیری ازان ابرو کمان آمد به دست

صحبت یاران یکرنگ است دل را نوبهار

برگ عیش من در ایام خزان آمد به دست

سایه بال هما بر استخوان من فتاد

در کهنسالی مرا بخت جوان آمد به دست

همچو لال، از گفتگوی ظاهر اهل جهان

تا زبان بستم مرا چندین زبان آمد به دست

در کمند پیچ و تاب افتاد از آزادگی

هر که را سررشته کار جهان آمد به دست

قامت خم عذر ایام جوانی را نخواست

رفت تیر از شست بیرون چون کمان آمد به دست

زین جهان آب و گل را هم به دل صائب فتاد

یوسفی آخر مرا زین کاروان آمد به دست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۱۸جای خود وا می کنند اهل صفا بر روی دست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۱۹سرنزد از بلبلم هر چند دستانی درست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۲۰عشق بالا دست بر خاک از وجود ما نشست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۲۱تا عرق از می بر آن رخسار جان پرور نشست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۲۲وقت آن کس خوش که با مینای می خرم نشست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۲۳دل به خون در انتظار وعده جانان نشست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۲۴ریخت در دل سینه من هر که را مینا شکست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۲۵تا به طرف سر کلاه آن شوخ بی پروا شکست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.