پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۰۶

تاک بالا دست من بیعت به طوبی بسته است

خوشه ام عقد اخوت با ثریا بسته است

در تجرد، رشته واری از تعلق سهل نیست

سد آهن سوزنی در راه عیسی بسته است

جنگ دارد گوشه گیری و بلند آوازگی

تهمت عزلت به خود بیهوده عنقا بسته است

شور محشر صحبت ما را نمی پاشد ز هم

موج می شیرازه جمعیت ما بسته است

نعل حرصش از تردد روز و شب در آتش است

هر که چون خورشید صائب دل به دنیا بسته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۰۸یار راه شکوه ام از چین ابرو بسته است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۰۹از غبار جسم حایل ها به هم پیوسته است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۱۰هر که از داغ تو در دل لاله زاری داشته است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۱۱سینه تنگی دو عالم درد و غم می داشته است؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۱۲دور باش از خط رخ دلدار هم می داشته است؟
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۱۳چهره روشن خط شبرنگ هم می داشته است؟
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۱۴هر که از تن پروری در کار کاهل گشته است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۱۵چشم ما پوشیده از خواب پریشان گشته است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.