پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۰۰

کوه را پای ادب در دامن تمکین ازوست

پله ناز بتان سنگدل سنگین ازوست

گرچه شکر خنده اش در پرده شرم و حیاست

در دل دریای تلخ آب گهر شیرین ازوست

با دل مجروح ما حاشا که کوتاهی کند

آن که خون در ناف آهوی ختا مشکین ازوست

تا چه خواهد کرد یارب با دل بی تاب ما

برق جولانی که کوه طور بی تمکین ازوست

نیست غافل آفتاب از حال دورافتادگان

ذره را شمع تجلی بر سر بالین ازوست

دامن پاکی که خونم را نمی گیرد به خود

دستها چون پنجه مرجان به خون رنگین ازوست

در حریمش دولت بیدار، خواب آلوده ای است

آن که خواب غفلت ما این چنین سنگین ازوست

آن که می دارد زبان گندمین از ما دریغ

تخم انجم، خرمن مه، خوشه پروین ازوست

آتشین رویی که شمع محفل ما گشته است

خار مژگان مهر عالمتاب را زرین ازوست

نیست صائب غیر کوه غم، که بادا پایدار

آن که گاهی این دل بی تاب را تسکین ازوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۰۲ناز تا اسباب دل بردن مهیا ساخته است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۰۳باز از معموره دلها فغان برخاسته است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۰۴زلف گرد عارض او رشته گلدسته است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۰۵جویبار شیشه با دریای خم پیوسته است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۰۶تاک بالا دست من بیعت به طوبی بسته است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۰۷هر که بست از گفتگو لب جنت دربسته است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۰۸یار راه شکوه ام از چین ابرو بسته است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۰۹از غبار جسم حایل ها به هم پیوسته است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.