پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۰۴

زلف گرد عارض او رشته گلدسته است

کز لب و رخ غنچه و گل را به هم پیوسته است

خوی عالمسوز او بی زینهار افتاده است

ورنه از آتش سپند ما مکرر جسته است

سبزه خوابیده باشد با قد رعنای او

سرو اگر در پیش قمری مصرع برجسته است

سالها شد پشت بر دیوار حیرت داده ایم

دیده آیینه را نقشی چنین ننشسته است

بلبلان در بیضه با گل زیر یک پیراهنند

غم ز دوری نیست چون دلها به هم پیوسته است

در لباس تلخ دارد جا ز بیم چشم شور

ورنه طوطی در شکر پنهان چو مغز پسته است

چون در آیینه، روی سخت این آهن دلان

می نماید باز در ظاهر، ولیکن بسته است

نگسلد چون موج صائب رشته امید ما

جویبار ما به دریای کرم پیوسته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۰۶تاک بالا دست من بیعت به طوبی بسته است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۰۷هر که بست از گفتگو لب جنت دربسته است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۰۸یار راه شکوه ام از چین ابرو بسته است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۰۹از غبار جسم حایل ها به هم پیوسته است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۱۰هر که از داغ تو در دل لاله زاری داشته است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۱۱سینه تنگی دو عالم درد و غم می داشته است؟
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۱۲دور باش از خط رخ دلدار هم می داشته است؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۱۳چهره روشن خط شبرنگ هم می داشته است؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.