پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۳۹

خط به گرد آن لب چون نوش دیدن مشکل است

چشمه امید را خس پوش دیدن مشکل است

سوخت در فصل خزان خاموشی بلبل مرا

ترجمان عشق را خاموش دیدن مشکل است

برنیارد سر ز زیر بال اگر قمری رواست

سرو را با خار و خس همدوش دیدن مشکل است

تا ز جوش افتاد می، میخانه شد زندان من

سینه های گرم را بی جوش دیدن مشکل است

آب می سازد نگه را چهره های شرمناک

در رخ گلهای شبنم پوش دیدن مشکل است

می کنم از گریه آخر خانه زین را خراب

خرمن گل را به یک آغوش دیدن مشکل است

خامشی با دستگاه معرفت زیبنده است

بر سر خوان تهی سرپوش دیدن مشکل است

جز گرانی نیست از گوهر صدف را بهره ای

حسن معنی را به چشم گوش دیدن مشکل است

از مروت می کنم زهاد را تکلیف می

دشمنان خویش را باهوش دیدن مشکل است

مصرع برجسته صائب بی نیاز از مصرع است

با قیامت یار را همدوش دیدن مشکل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۴۱از خسیسان منت احسان کشیدن مشکل است
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۴۲توبه از می در بهار نوجوانی مشکل است
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۴۳هر چه امروزست بار خاطرت فردا گل است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۴۴سینه ام از داغ رنگارنگ صحرای گل است
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۴۵حسن عالمسوز ماه من دو بالای گل است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۴۶زهر در ساغر مرا از سیر ماه و انجم است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۴۷ریشه ما در زمین خاکساری محکم است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۴۸نیست مردم هر که را نقش و نگار مردم است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.