پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

خبیثات

شمارهٔ ۴۱

تا دل ندهی به خوب‌رویان

کز غصّه تلف شوی ّ و رنجه

‌آخر لغت این قدر ندانی

‌کَالرّاحَةُ اندرون پنجه؟

ادامه‌ی خبیثات

  1. شمارهٔ ۴۳آفتابی و نور می‌ندهی
  2. شمارهٔ ۴۴خوش بود دلبستگی با دلبری
  3. شمارهٔ ۴۵خواستم تا زُحَلی گویم و منحوس تو را
  4. شمارهٔ ۴۶می‌رفت و هزار دیده با او
  5. شمارهٔ ۴۷تو را من دوست می‌دارم که یک شب
  6. شمارهٔ ۴۸خوش بود عیش با شکر دهنی
  7. شمارهٔ ۴۹ای فتنهٔ دلبران یغما
  8. شمارهٔ ۵۰گر بر سر بوق من نشینی
همه‌ی خبیثات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.