پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

خبیثات

شمارهٔ ۴۹

ای فتنهٔ دلبران یغما

وی طَیرهٔ لعبتان چینی

‌خوبان جهان درخت بیدند

‌تو سرو روان راستینی

‌بر پشت زمین مقابلت نیست

‌هرگاه که روی بر زمینی

‌ای بر همه مهربان و مشفق

‌با ما به چه جرم خشمگینی؟

‌هر گه که چو دوستان مخلص

‌بر خاک نهی ز لطف بینی

‌هر جور و جفا که بینم آنگاه

‌نازت بکشم، که نازنینی

‌شک نیست که من تو را شکستم

‌گر خود همه کوه آهنینی

ادامه‌ی خبیثات

  1. شمارهٔ ۵۱ای خواجه اگر با خرد و تمکینی
  2. شمارهٔ ۵۲هرکه در کودکی بخورد ذکر
  3. شمارهٔ ۵۳ - حکایتعارفی چشم دل به رویی داشت
  4. شمارهٔ ۵۴ - حکایتآن شنیدی که در بلاد شمال
همه‌ی خبیثات ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.