پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب هفتم در عالم تربیت

بخش ۱۴ - حکایت

شنیدم که از پارسایان یکی

به طیبت بخندید با کودکی

دگر پارسایان خلوت نشین

به عیبش فتادند در پوستین

به آخر نماند این حکایت نهفت

به صاحب نظر باز گفتند و گفت

مدر پرده بر یار شوریده حال

نه طیبت حرام است و غیبت حلال!

ادامه‌ی باب هفتم در عالم تربیت

  1. بخش ۱۶ - حکایتطریقت شناسان ثابت قدم
  2. بخش ۱۷ - گفتار اندر کسانی که غیبت ایشان روا باشدسه کس را شنیدم که غیبت رواست
  3. بخش ۱۸ - حکایت دزد و سیستانیشنیدم که دزدی درآمد ز دشت
  4. بخش ۱۹ - حکایت اندر نکوهش غمازی و مذلت غمازانیکی گفت با صوفی‌یی در صفا
  5. بخش ۲۰ - حکایت فریدون و وزیر و غمازفریدون وزیری پسندیده داشت
  6. بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشانزنِ خوبِ فرمانبَرِ پارسا
  7. بخش ۲۲ - حکایتجوانی ز ناسازگاریِ جُفت
  8. بخش ۲۳ - گفتار اندر پروردن فرزندانپسر چون ز ده بر گذشتش سنین
همه‌ی باب هفتم در عالم تربیت ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.