پرش به محتوای اصلی
سعدی سعدی

باب هفتم در عالم تربیت

بخش ۲۳ - گفتار اندر پروردن فرزندان

پسر چون ز ده بر گذشتش سنین

ز نامحرمان گو فراتر نشین

بر پنبه آتش نشاید فروخت

که تا چشم بر هم زنی خانه سوخت

چو خواهی که نامت بماند به جای

پسر را خردمندی آموز و رای

که گر عقل و طبعش نباشد بسی

بمیری و از تو نماند کسی

بسا روزگارا که سختی برد

پسر چون پدر نازکش پرورد

خردمند و پرهیزگارش بر آر

گرش دوست داری به نازش مدار

به خردی درش زجر و تعلیم کن

به نیک و بدش وعده و بیم کن

نوآموز را ذکر و تحسین و زه

ز توبیخ و تهدید استاد به

بیاموز پرورده را دسترنج

وگر دست داری چو قارون به گنج

مکن تکیه بر دستگاهی که هست

که باشد که نعمت نماند به دست

به پایان رسد کیسهٔ سیم و زر

نگردد تهی کیسهٔ پیشه‌ور

چه دانی که گردیدن روزگار

به غربت بگرداندش در دیار

چو بر پیشه‌ای باشدش دسترس

کجا دست حاجت برد پیش کس؟

ندانی که سعدی مراد از چه یافت؟

نه هامون نوشت و نه دریا شکافت

به خردی بخورد از بزرگان قفا

خدا دادش اندر بزرگی صفا

هر آن کس که گردن به فرمان نهد

بسی بر نیاید که فرمان دهد

هر آن طفل کاو جور آموزگار

نبیند، جفا بیند از روزگار

پسر را نکو دار و راحت رسان

که چشمش نماند به دست کسان

هر آن کس که فرزند را غم نخورد

دگر کس غمش خورد و بدنام کرد

نگه‌دار از آمیزگار بدش

که بدبخت و بی ره کند چون خودش

ادامه‌ی باب هفتم در عالم تربیت

  1. بخش ۲۵ - گفتار اندر پرهیز کردن از صحبت احداثخرابت کند شاهد خانه کن
  2. بخش ۲۶ - حکایتدر این شهر باری به سمعم رسید
  3. بخش ۲۷ - حکایت درویش صاحب‌نظر و بقراط حکیمیکی صورتی دید صاحب جمال
  4. بخش ۲۸ - گفتار اندر سلامت گوشه‌نشینی و صبر بر ایذاء خلقاگر در جهان از جهان رسته‌ای است،
  5. بخش ۲۹ - حکایتجوانی هنرمند فرزانه بود
همه‌ی باب هفتم در عالم تربیت ←

سعدی درباره‌ی سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.