پرش به محتوای اصلی
رودکی رودکی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۳۸

جز آن که مستی عشقست هیچ مستی نیست

همین بلات بس است، ای به هر بلا خرسند

خیال رزم تو گر در دل عدو گردد

ز بیم تیغ تو بندش جدا شود از بند

ز عدل تست به هم باز و صعوه را پرواز

ز حکم تست شب و روز را به هم پیوند

به خوشدلی گذران بعد ازین، که باد اجل

درخت عمر بداندیش را ز پا افگند

همیشه تا که بود از زمانه نام و نشان

مدام تا که بود گردش سپهر بلند

به بزم عیش و طرب باد نیک‌خواه تو شاد

حسود جاه تو بادا ز غصه زار و نژند

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۴۰صَرصَر هجر تو، ای سرو بلند
  2. شمارهٔ ۴۱مهتران جهان همه مردند
  3. شمارهٔ ۴۲مرا تو راحت جانی، معاینه، نه خبر
  4. شمارهٔ ۴۳تا کی گویی که اهل گیتی
  5. شمارهٔ ۴۴اگرچه عذر بسی بود روزگار نبود
  6. شمارهٔ ۴۵ - عصا بیار که وقت عصا و انبان بودمرا بسود و فرو ریخت هر چه دندان بود
  7. شمارهٔ ۴۶می آرد شرف مردمی پدید
  8. شمارهٔ ۴۷دریغ! مدحت چون زر و آبدار غزل
همه‌ی قصاید و قطعات ←

رودکی درباره‌ی رودکی

ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی سمرقندی؛ زادهٔ اواسط قرن سوم هجری قمری (شاید ۲۴۴ قمری) از شاعران ایرانی دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری است. او استاد شاعران آغاز قرن چهار هجری قمری ایران است. رودکی به روایتی از کودکی نابینا بوده است و به روایتی بعدها کور شد. او در روستایی به‌نام بَنُج رود...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.