پرش به محتوای اصلی
رودکی رودکی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۲

به حق نالم ز هجر دوست زارا

سحرگاهان چو بر گلبن هَزارا

قضا گر داد من نستاند از تو

ز سوز دل بسوزانم قضا را

چو عارض برفروزی می‌بسوزد

چو من پروانه بر گردت هِزارا

نگُنجم در لَحَد گر زان که لَختی

نشینی بر مزارم سوگوارا

جهان این است و چونین بود تا بود

و همچونین بُوَد اینند بارا

به یک گردش به شاهنشاهی آرد

دهد دیهیم و تاج و گوشوارا

توشان زیر زمین فرسوده کردی

زمین داده مر ایشان را زغارا

از آن جانِ تو لختی خون فِسُرده

سپرده زیر پایْ‌اندر سپارا

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۴دلا‌ تا کی همی جویی منی را
  2. شمارهٔ ۵گرفت خواهم زلفینِ عَنْبَرینِ تو را
  3. شمارهٔ ۶پوپک دیدم به حوالی سرخس
  4. شمارهٔ ۷جهانا! چه بینی تو از بچّگان
  5. شمارهٔ ۸کس فرستاد به سر اندر عیار مرا
  6. شمارهٔ ۹با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین
  7. شمارهٔ ۱۰آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیب
  8. شمارهٔ ۱۱گل صدبرگ و مشک و عنبر و سیب
همه‌ی قصاید و قطعات ←

رودکی درباره‌ی رودکی

ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی سمرقندی؛ زادهٔ اواسط قرن سوم هجری قمری (شاید ۲۴۴ قمری) از شاعران ایرانی دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری است. او استاد شاعران آغاز قرن چهار هجری قمری ایران است. رودکی به روایتی از کودکی نابینا بوده است و به روایتی بعدها کور شد. او در روستایی به‌نام بَنُج رود...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.