پرش به محتوای اصلی
رودکی رودکی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۰

آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیب

با صد هزار نزهت و آرایش عجیب

شاید که مرد پیر بدین گه شود جوان

گیتی بَدیل یافت شباب از پی مشیب

چرخ بزرگوار یکی لشکری بکرد

لشکرْش ابر تیره و باد صبا نقیب

نَفّاط برق روشن و تندرْش طبل‌زن

دیدم هزار خیل و ندیدم چنین مهیب

آن ابر بین که گرید چون مرد سوگوار

وآن رعد بین که نالد چون عاشق کئیب

خورشید را ز ابر دمد روی گاه‌گاه

چونان حصاره‌ای که گذر دارد از رقیب

یک چند روزگار‌ جهان دردمند بود

به شد که یافت بوی سمن، باد را طبیب

باران مشک‌بوی ببارید نو به نو

وز برگ برکشید یکی حُلهٔ قصیب

کُنجی که برف پیش همی داشت گُل گرفت

هر جویَکی که خشک همی بود شد رطیب

تندر میان دشت همی باد بردمد

برق از میان ابر همی برکشد قضیب

لاله میان کشت بخندد همی ز دور

چون پنجهٔ عروس به حنّا شده خضیب

بلبل همی بخوانَد در شاخسار بید

سار از درخت سرو مر او را شده مجیب

صُلصُل به سروبن بر، با نغمهٔ کهن

بلبل به شاخ گل بر، با لحنک غریب

اکنون خورید باده و اکنون زیید شاد

که‌اکنون برد نصیب حبیب از بر حبیب

ساقی گزین و باده و می خور به بانگ زیر

کز کشت، سار نالد و از باغ عندلیب

هر چند نوبهار جهان است به چشم خوب

دیدار خواجه خوب‌تر، آن مهتر حسیب

شیب تو با فراز و فراز تو با نشیب

فرزند آدمی به تو اندر به شیب و تیب

دیدی تو ریژ و کام بدو اندرون بسی

با ریْدَکان مطرب بودی به فر و زیب

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۲با خِردومَند، بی‌وفا بوَد این بخت
  2. شمارهٔ ۱۳رودکی چنگ بر گرفت و نواخت
  3. شمارهٔ ۱۴آن صحن چمن، که از دم دی
  4. شمارهٔ ۱۵به سرای سپنج مهمان را
  5. شمارهٔ ۱۶امروز به هر حالی بغداد بخاراست
  6. شمارهٔ ۱۷این جهان پاک، خواب‌ْکردار است
  7. شمارهٔ ۱۸ - زمانهزمانه پندی آزادوار داد مرا
  8. شمارهٔ ۱۹به خیره برشمرد سیر خورده گرسنه را
همه‌ی قصاید و قطعات ←

رودکی درباره‌ی رودکی

ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی سمرقندی؛ زادهٔ اواسط قرن سوم هجری قمری (شاید ۲۴۴ قمری) از شاعران ایرانی دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری است. او استاد شاعران آغاز قرن چهار هجری قمری ایران است. رودکی به روایتی از کودکی نابینا بوده است و به روایتی بعدها کور شد. او در روستایی به‌نام بَنُج رود...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.