پرش به محتوای اصلی
رودکی رودکی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۱۸ - گل بهاری! بت تتاری!

گل بهاری، بت تتاری

نبیذ داری، چرا نیاری؟

نبیذ روشن، چو ابر بهمن

به نزد گلشن چرا نباری؟

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۲۰ - کاندر جهان به کس مگرو جز به فاطمیتا خوی ابر گل رخ تو کرده شبنمی
  2. شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمیبویِ جویِ مولیان آیَد هَمی
  3. شمارهٔ ۱۲۲آن که نماند به هیچ خلق خدای است
  4. شمارهٔ ۱۲۳مرا ز منصب تحقیق انبیاست نصیب
  5. شمارهٔ ۱۲۴کسی را چو من دوستگان می چه باید؟
  6. شمارهٔ ۱۲۵آی دریغا! که خردمند را
  7. شمارهٔ ۱۲۶بی قیمت است شکر از آن دو لبان اوی
  8. شمارهٔ ۱۲۷ای بر همه میران جهان یافته شاهی
همه‌ی قصاید و قطعات ←

رودکی درباره‌ی رودکی

ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی سمرقندی؛ زادهٔ اواسط قرن سوم هجری قمری (شاید ۲۴۴ قمری) از شاعران ایرانی دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری است. او استاد شاعران آغاز قرن چهار هجری قمری ایران است. رودکی به روایتی از کودکی نابینا بوده است و به روایتی بعدها کور شد. او در روستایی به‌نام بَنُج رود...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.