پرش به محتوای اصلی
رودکی رودکی

قصاید و قطعات

شمارهٔ ۱۲۷

ای بر همه میران جهان یافته شاهی

میْ خور، که بد اندیش چنان شد که تو خواهی

میْ خواه، که بدخواه به کام دل تو گشت

وز بخت بد اندیش تو آورد تباهی

شد روزه و تسبیح و تراویح به یک جای

عید آمد و آمد می و معشوق و مَلاهی

چون ماه همی جُست شب عید همه خلق

من روی تو جُستم، که مرا شاهی و ماهی

مه گاه بر افزون بوَد و گاه به کاهش

دایم تو بر افزون بوی و هیچ نکاهی

میری به تو محکم شد و شاهی به تو خرم

بر خیره ندادند ترا میری و شاهی

خورشید روان باشی، چون از بر رخشی

دریای روان باشی، چون از بر گاهی

آن‌ها که همه میل سوی ملک تو کردند

اینک بنهادند سر از تافته راهی

دام طمع از ماهی در آب فگندند

نه مرد به جای آمد و نه دام و نه ماهی

مهتر نشود، گرچه قوی گردد، کهتر

گاهی نشود، گرچه هنر دارد، چاهی

ادامه‌ی قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۱۲۹چمن عقل را خزانی اگر
همه‌ی قصاید و قطعات ←

رودکی درباره‌ی رودکی

ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی سمرقندی؛ زادهٔ اواسط قرن سوم هجری قمری (شاید ۲۴۴ قمری) از شاعران ایرانی دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری است. او استاد شاعران آغاز قرن چهار هجری قمری ایران است. رودکی به روایتی از کودکی نابینا بوده است و به روایتی بعدها کور شد. او در روستایی به‌نام بَنُج رود...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.