پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

رباعیات

رباعی شماره ۲۷

عرق از برگ گل انگیختنش را نگرید

آب و آتش بهم آمیختنش را نگرید

بخدا گر دهنش، هیچ تواند کس دید

یا اگر دید توان، پس ذقنش را نگرید

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شماره ۲۹بر کف چه نهم سبحه که زنارم شد
  2. رباعی شماره ۳۰عاشق به گدائی نه شهی میخواهد
  3. رباعی شماره ۳۱ناصح چکنی زبانم از پندم مبند
  4. رباعی شماره ۳۲آنانکه علم به عالم تجریدند
  5. رباعی شماره ۳۳در صومعه و مدرسه دیار نبود
  6. رباعی شماره ۳۴ز آئینهٔ دل چو زنگ اغیار زدود
  7. رباعی شماره ۳۵مجنون که تمام محو لیلی نشود
  8. رباعی شماره ۳۶یک جرعه هر آنکه از می ما نوشد
همه‌ی رباعیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.