پرش به محتوای اصلی
عبید زاکانی عبید زاکانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۰

جان قصهٔ آن ماه سخنگو گوید

دل کام روان زان لب دلجو جوید

گر عکس رخش بر چمن افتد روزی

از خاک همه لالهٔ خودرو روید

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۲تا ساخته شخص من و پرداخته‌اند
  2. رباعی شمارهٔ ۲۳گر وصل تو دست من شیدا گیرد
  3. رباعی شمارهٔ ۲۴لب هر که بر آن لعل طربناک نهد
  4. رباعی شمارهٔ ۲۵از شدت دست تنگی و محنت برد
  5. رباعی شمارهٔ ۲۶زین گونه که این شمع روان می‌سوزد
  6. رباعی شمارهٔ ۲۷قومی ز پی مذهب و دین می‌سوزند
  7. رباعی شمارهٔ ۲۸دل با رخ دلبری صفائی دارد
  8. رباعی شمارهٔ ۲۹وصف لب او سخن چو آغاز کند
همه‌ی رباعیات ←

عبید زاکانی درباره‌ی عبید زاکانی

خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی شاعر و لطیفه‌پرداز نامدارایران در قرن هشتم هجری است. وی ازخاندان زاکانیان بوده و زاکانیان تیره‌ای از اعراب هستند که به قزوین مهاجرت کرده و آنجا ساکن شده بودند. وی به لحاظ وضعیت اجتماعی آن روزگار، به طنز روی آورد و نظم و نثر خود را وسیلهٔ حمله به عرفها و عادات نادرست و مفاسد و معایب طبقه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.