پرش به محتوای اصلی
عبید زاکانی عبید زاکانی

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۲۳

گر وصل تو دست من شیدا گیرد

وین درد و فراق راه صحرا گیرد

هم حال من از روی تو نیکو گردد

هم کار من از قد تو بالا گیرد

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۲۵از شدت دست تنگی و محنت برد
  2. رباعی شمارهٔ ۲۶زین گونه که این شمع روان می‌سوزد
  3. رباعی شمارهٔ ۲۷قومی ز پی مذهب و دین می‌سوزند
  4. رباعی شمارهٔ ۲۸دل با رخ دلبری صفائی دارد
  5. رباعی شمارهٔ ۲۹وصف لب او سخن چو آغاز کند
  6. رباعی شمارهٔ ۳۰دانا ز می و مغانه می نگریزد
  7. رباعی شمارهٔ ۳۱هر لحظه رسد به من بلائی دیگر
  8. رباعی شمارهٔ ۳۲ای در سر هر کس از تو سودای دگر
همه‌ی رباعیات ←

عبید زاکانی درباره‌ی عبید زاکانی

خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی شاعر و لطیفه‌پرداز نامدارایران در قرن هشتم هجری است. وی ازخاندان زاکانیان بوده و زاکانیان تیره‌ای از اعراب هستند که به قزوین مهاجرت کرده و آنجا ساکن شده بودند. وی به لحاظ وضعیت اجتماعی آن روزگار، به طنز روی آورد و نظم و نثر خود را وسیلهٔ حمله به عرفها و عادات نادرست و مفاسد و معایب طبقه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.