پرش به محتوای اصلی
نورس دماوندی

نورس دماوندی

متفرقات

۵۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ زموی آن میان بستم کمر افکار عالی را
  2. شمارهٔ ۲ دلی که نشاه ی لعل تو آرزو دارد
  3. شمارهٔ ۳ من که بر بزم دامن افشاندم
  4. شمارهٔ ۴ یادم نهان نکرده و پیدا نیامده
  5. شمارهٔ ۵ خرد جنس جور و جفا می فروشد
  6. شمارهٔ ۶ در هند خط زمایه ی سودا گذاشته ام
  7. شمارهٔ ۷ دامن از سیر ریاض خلد چیدن مشکل است
  8. شمارهٔ ۸ شعر ناخواندن مرا بر هرزه نالان مدعاست
  9. شمارهٔ ۹ چون چراغ صبحگاهی غره ی دولت مباش
  10. شمارهٔ ۱۰ چنین که شمع صفت خویش را گداخته ای
  11. شمارهٔ ۱۱ مرا تا در خیال آن گل عذار است
  12. شمارهٔ ۱۲ پرده بردارد اگر از چهره ی روشن در آب
  13. شمارهٔ ۱۳ سبزه ی خط بر بناگوشش بهار دیگر است
  14. شمارهٔ ۱۴ ساقی که صبوح پیشه ی توست
  15. شمارهٔ ۱۵ دل را ز ناز چشم تواز دست داده ام
  16. شمارهٔ ۱۶ شب زداغ هجر دست از کار و کار از دست رفت
  17. شمارهٔ ۱۷ این سیه بختان که دل در زلف و کاکل بسته اند
  18. شمارهٔ ۱۸ عشق اگر سررشته بخشد سبحه و زنار چیست
  19. شمارهٔ ۱۹ اگر چه شمسه ی ایوان دین نبی و ولی است
  20. شمارهٔ ۲۰ ز ابروی در نقاب تو صبحم چو شام شد
  21. شمارهٔ ۲۱ اشکم چو ز مهر جهان تاب آمد
  22. شمارهٔ ۲۲ به غیر خود طرفی در سخن ندارم من
  23. شمارهٔ ۲۳ چو بر موی میان آن زلف عنبر یار می بندد
  24. شمارهٔ ۲۴ ای که فیض نوبهارت خاک را قارون کند
  25. شمارهٔ ۲۵ هر غنچه ندانم لب خندان که باشد
  26. شمارهٔ ۲۶ چون گل هزار زخم ز موج نفس مرا است
  27. شمارهٔ ۲۷ جناغ مرغ دلم چون شکست چشم سیاهش
  28. شمارهٔ ۲۸ زمهر شاه ولایت به من ولایت شاه
  29. شمارهٔ ۲۹ از شوق وصال آن بر و دوش
  30. شمارهٔ ۳۰ صلحی است که خورشید نماید به شب تار
  31. شمارهٔ ۳۱ یار از دست نگارین مژه ام را تر کرد
  32. شمارهٔ ۳۲ ز خاموشی سخن رو تازه گردد
  33. شمارهٔ ۳۳ حلقه ی زلف است رهزن تر ز طوق غبغبش
  34. شمارهٔ ۳۴ مرا است طرفه نگاری ز حور دلجو تر
  35. شمارهٔ ۳۵ به طرف باغ ملوکانه مجلسی است مهیا
  36. شمارهٔ ۳۶ نظر بود به نظر باز خوش نگاهان را
  37. شمارهٔ ۳۷ نورس که خام غم به دل ناتوان شکست
  38. شمارهٔ ۳۸ بد را بد خویشتن بگیرد
  39. شمارهٔ ۳۹ بی دردی ات ای طبیب تا کی تا کی
  40. شمارهٔ ۴۰ دست شاه اندازیم را چون تهی دستی گرفت
  41. شمارهٔ ۴۱ حسنی که ز نور خود حجابی دارد
  42. شمارهٔ ۴۲ ای آنکه به حفظ خویش دارنده تویی
  43. شمارهٔ ۴۳ ای چشمه ی فیض زندگی را منبع
  44. شمارهٔ ۴۴ دل نقش بهانه جوی او می آید
  45. شمارهٔ ۴۵ داد از این همدمان بی آزرم
  46. شمارهٔ ۴۶ با اهل یقین چون و چرا را بگذار
  47. شمارهٔ ۴۷ ای آن که نداری خبر از هشیاری
  48. شمارهٔ ۴۸ آنم که به رحمان ازل پیوستم
  49. شمارهٔ ۴۹ هر که تیر طعنه اندازد پیاپی چون کمان
  50. شمارهٔ ۵۰ به خواب آن طره ی زلف معنبر بود در دستم
  51. شمارهٔ ۵۱ ما را بود علاج نداریم چون علاج
  52. شمارهٔ ۵۲ تا ندهد باده گلرنگ رنگ
  53. شمارهٔ ۵۳ ریخت لخت دل زدم تا چشم خون پالا به هم

متن اشعار به نقل از گنجور.