پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۳

اگر وصال تو دفع مفارقت نکند

زمانه ریش دلم را معالجت نکند

هزار سال وصال از تصوری که مراست

کرای یک دم روز مرافقت نکند

مکن به خون من بیگناه سعی که یار

به قتل یار موافق مبالغت نکند

به حسن غره مشو با شکستگان آن کن

که ایزدت به قیامت مطالبت نکند

مپوش روی ز صاحبنظر که او خود اگر

حرام باشد هرگز مشاهدت نکند

بود که شاهد پاکیزه روی با درویش

به یک دو بوسه سزد گر مضایقت نکند

خلاف اهل نظر گفته اند اهل صلاح

فرشته دیو صفت را متابعت نکند

اگر خلاف نمودی به خوب رویان میل

نظر بدوختمی تا مطالعت نکند

نزاریا نظر بی غرض کنی که خدای

همین گناه کسی را مؤاخذت نکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۵تو را عشق اگر رهنمایی کند
  2. شمارهٔ ۵۵۶مکن چندین ملامت ای خردمند
  3. شمارهٔ ۵۵۷مجاوران صوامع مگر نمی دانند
  4. شمارهٔ ۵۵۸به قول نکردی وفا چنین نکنند
  5. شمارهٔ ۵۵۹خوش وقت حال زنده دلانی که با تو اند
  6. شمارهٔ ۵۶۰مرا تا با تو افتاده ست پیوند
  7. شمارهٔ ۵۶۱که دیده ست چشمی که دریا بود
  8. شمارهٔ ۵۶۲نزاری که نیازش به اهل راز بود
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.