پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۹۸ - آشپز

آشپز امرد دلم باشد کباب هوش او

عاشقان را برده از جا دیگ بی سرپوش او

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۱۰۰ - کیسه دوزکیسه دوز امرد که باشد کیسهٔ او پُر ز دُر
  2. شمارهٔ ۱۰۱ - خیمه دوزخیمه دوز امرد که دارد آسمان را سرنگون
  3. شمارهٔ ۱۰۲ - فصاددلبر فصاد من هرگه که گردد در غضب
  4. شمارهٔ ۱۰۳ - طنبوریگفتمش با ماه طنبوری چرایی کوبکو
  5. شمارهٔ ۱۰۴ - طنبوریشوخ طنبوری شبی با من ترنم کرد و رفت
  6. شمارهٔ ۱۰۵ - زهتاببا مه زهتاب خود گفتم منم وصاف تو
  7. شمارهٔ ۱۰۶ - صابون پزدلبر صابون پز من کرد سودا را درست
  8. شمارهٔ ۱۰۷ - صابون پزشوخ صابون پز که می گویند باشد تند خو
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.