پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۱۰۷ - صابون پز

شوخ صابون پز که می گویند باشد تند خو

جامه خود بارها شستیم با صابون او

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۱۰۹ - صابون‌فروشمه صابون‌فروشم دایما اشخار می‌جوید
  2. شمارهٔ ۱۱۰ - صابون فروشدلبر صابون فروشم دل بود حیران او
  3. شمارهٔ ۱۱۱ - بهله دوزبهله دوز امرد که باشد کیسه او پر ز مشک
  4. شمارهٔ ۱۱۲ - اسپند سوزدلبر اسپند سوزم آتشم را کرد تیز
  5. شمارهٔ ۱۱۳ - دیگ ریزگفتمش با دیگ ریز امرد بود حالت خلیل
  6. شمارهٔ ۱۱۴ - کپانیاز غم آن شوخ کپانی فغان دارم چو سنج
  7. شمارهٔ ۱۱۵ - کهنه دوزکهنه دوز امرد که دارد دایما کارش برار
  8. شمارهٔ ۱۱۶ - کهنه روزکهنه دوز امرد که او را صاحب ده ساختم
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.