پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۱۸

آن بت که جمال و زینت مجلس ماست

در مجلس ما نیست ندانیم کجاست

سرویست بلند و قامتی دارد راست

کز قامت او قیامت از ما برخاست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۲۰آن تلخ سخنها که چنان دل شکن است
  2. رباعی شمارهٔ ۱۲۱آنجا که توئی همه غم و جنگ و جفاست
  3. رباعی شمارهٔ ۱۲۲آن جان که از او دلبر ما شادانست
  4. رباعی شمارهٔ ۱۲۳آن جاه و جمالی که جهان‌افروز است
  5. رباعی شمارهٔ ۱۲۴آن چشم فراز از پی تاب شده است
  6. رباعی شمارهٔ ۱۲۵آن چشم که خون گشت غم او را جفت است
  7. رباعی شمارهٔ ۱۲۶آن چیست کز او سماعها را شرف است
  8. رباعی شمارهٔ ۱۲۷آن چیست که لذتست از او در صورت
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.