پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

رباعیات

رباعی شمارهٔ ۱۲۲

آن جان که از او دلبر ما شادانست

پیوسته سرش سبز و لبش خندان است

اندازهٔ جان نیست چنان لطف و جمال

آهسته بگوئیم مگر جانانست

ادامه‌ی رباعیات

  1. رباعی شمارهٔ ۱۲۴آن چشم فراز از پی تاب شده است
  2. رباعی شمارهٔ ۱۲۵آن چشم که خون گشت غم او را جفت است
  3. رباعی شمارهٔ ۱۲۶آن چیست کز او سماعها را شرف است
  4. رباعی شمارهٔ ۱۲۷آن چیست که لذتست از او در صورت
  5. رباعی شمارهٔ ۱۲۸آن خواجه که بار او همه قند تر است
  6. رباعی شمارهٔ ۱۲۹آن دم که مرا بگرد تو دورانست
  7. رباعی شمارهٔ ۱۳۰آن را که بود کار نه زین یارانست
  8. رباعی شمارهٔ ۱۳۱آن را که خدای چون تو یاری داده است
همه‌ی رباعیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.