پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۹

ای اهل صبوح در چه کارید

شب می‌گذرد روا مدارید

ماننده آفتاب رخشان

از جام صبوح سر برآرید

ای شب شمران اگر شمار‌ست

باری شب زلف او شمارید

زخمی که زده‌ست وانمایید

گر پنجهٔ شیر را شکارید

در خواب شوید ای ملولان

وین خلوت را به ما سپارید

می‌آید آن نگار امشب

چون منتظران آن نگارید

زان روی که شمس دین تبریز

داند که شما در انتظارید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲۱هر سینه که سیمبر ندارد
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۲ما مست شدیم و دل جدا شد
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۳ساقی برخیز کان مه آمد
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۴گر مایهٔ دهر جان فزا بود
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۵کس با چو تو یار راز گوید
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۶شب رفت حریفکان کجایید
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۷از دلبر ما نشان کی دارد
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۸دشمن خویشیم و یار آنک ما را می‌کُشد
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.