پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲۷

از دلبر ما نشان کی دارد

در خانه مهی نهان کی دارد

بی دیده جمال او کی بیند

بیرون ز جهان جهان کی دارد

آن تیر که جان شکار آنست

بنمای که آن کمان کی دارد

در هر طرفی یکی نگاریست

صوفی تو نگر که آن کی دارد

این صورت خلق جمله نقش اند

هم جان داند که جان کی دارد

این جمله گدا و خوشه چین اند

آن دست گهرفشان کی دارد

قلاب شدند جمله عالم

آخر خبری ز کان کی دارد

شادست زمان به شمس تبریز

آخر بنگر زمان کی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲۹اینک آن جویی که چرخ سبز را گردان کند
  2. غزل شمارهٔ ۷۳۰اینک آن مرغان که ایشان بیضه‌ها زرین کنند
  3. غزل شمارهٔ ۷۳۱پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بود
  4. غزل شمارهٔ ۷۳۲دی میان عاشقان ساقی و مطرب میر بود
  5. غزل شمارهٔ ۷۳۳ذره ذره آفتاب عشق دردی خوار باد
  6. غزل شمارهٔ ۷۳۴مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد
  7. غزل شمارهٔ ۷۳۵دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یاد
  8. غزل شمارهٔ ۷۳۶گر یکی شاخی شکستم من ز گلزاری چه شد
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.