پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳۳

ذره ذره آفتاب عشق دردی خوار باد

مو به موی ما بدان سر جعفر طیار باد

ذره‌ها بر آفتابت هر زمان بر می‌زنند

هر که این بر خورد از تو از تو برخوردار باد

هر کجا یک تار مویت بر هوس سر می‌نهد

تار ما را پود باد و پود ما را تار باد

در بیابان غم از دوری دارالملک وصل

چند غم‌بردار بودستم که غم بر دار باد

خار مسکینی که هر دم طعنه گل می‌کشد

خواجه گلزار باد و از حسد گل زار باد

گل پرستان چمن را دشمن مخفیست مار

این چمن بی‌مار باد و دشمنش بیمار باد

چونک غمخواری نباشد سخت دشوارست غم

همنشین غمخوار باد و بعد از این غم خوار باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۳۵دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یاد
  2. غزل شمارهٔ ۷۳۶گر یکی شاخی شکستم من ز گلزاری چه شد
  3. غزل شمارهٔ ۷۳۷نام آن کس بَر که مرده از جمالش زنده شد
  4. غزل شمارهٔ ۷۳۸مطربم سرمست شد انگشت بر رق می‌زند
  5. غزل شمارهٔ ۷۳۹قند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کند
  6. غزل شمارهٔ ۷۴۰مشک و عنبر گر ز مشک زلف یارم بو کند
  7. غزل شمارهٔ ۷۴۱پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کند
  8. غزل شمارهٔ ۷۴۲عشق عاشق را ز غیرت نیک دشمن رو کند
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.