پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲۶

شب رفت حریفکان کجایید

شب تا برود شما بیایید

از لعل لبش شراب نوشید

وز خنده او شکر بخایید

چون روز شود به هوشیاران

زین باده نشانه وانمایید

در جیب شما چو دردمیدند

عیسی زایید اگر بزایید

بی هشت بهشت و هفت دوزخ

همچون مه چهارده برآیید

یک موی ز هفت و هشت گر هست

این خلوت خاص را نشایید

مویی در چشم نیست اندک

زنهار که سرمه‌ای بسایید

چون چشم ز موی پاک گردد

در عشق چو چشم پیشوایید

در عشق خدیو شمس تبریز

انصاف که بی‌شما شمایید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲۸دشمن خویشیم و یار آنک ما را می‌کُشد
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۹اینک آن جویی که چرخ سبز را گردان کند
  3. غزل شمارهٔ ۷۳۰اینک آن مرغان که ایشان بیضه‌ها زرین کنند
  4. غزل شمارهٔ ۷۳۱پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بود
  5. غزل شمارهٔ ۷۳۲دی میان عاشقان ساقی و مطرب میر بود
  6. غزل شمارهٔ ۷۳۳ذره ذره آفتاب عشق دردی خوار باد
  7. غزل شمارهٔ ۷۳۴مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد
  8. غزل شمارهٔ ۷۳۵دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یاد
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.