پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲۵

کس با چو تو یار راز گوید

یا قصه خویش بازگوید

عاقل کردست با تو کوتاه

لیکن عاشق دراز گوید

از عشق تو در سجود افتد

سودای تو در نماز گوید

از ناز همه دروغ گویی

آنچ این دلم از نیاز گوید

من همچو ایازم و تو محمود

بشنو سخنی کایاز گوید

پیش تو کسی حدیث من گفت

گفتی تو که او مجاز گوید

چون زر سخنان من شنیدی

گفتی به طریق گاز گوید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲۷از دلبر ما نشان کی دارد
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۸دشمن خویشیم و یار آنک ما را می‌کُشد
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۹اینک آن جویی که چرخ سبز را گردان کند
  4. غزل شمارهٔ ۷۳۰اینک آن مرغان که ایشان بیضه‌ها زرین کنند
  5. غزل شمارهٔ ۷۳۱پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بود
  6. غزل شمارهٔ ۷۳۲دی میان عاشقان ساقی و مطرب میر بود
  7. غزل شمارهٔ ۷۳۳ذره ذره آفتاب عشق دردی خوار باد
  8. غزل شمارهٔ ۷۳۴مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.