پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲۳

ساقی برخیز کان مه آمد

بشتاب که سخت بی‌گه آمد

ترکانه بتاز وقت تنگست

کان ترک ختا به خرگه آمد

در وهم نبود این سعادت

اقبال نگر که ناگه آمد

عاشق چو پیاله پر ز خون بود

چون ساغر می به قهقه آمد

با چون تو مه آنک وقت دریافت

تعجیل نکرد ابله آمد

از خرمن عشق هر کی بگریخت

کاه است به خرمن‌ِ که آمد

بی گه شد و هر کی اوست مقبل

بگریخت ز خود به درگه آمد

اندر تبریز های و هویی‌ست

آن را که ز هجر با ره آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲۵کس با چو تو یار راز گوید
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۶شب رفت حریفکان کجایید
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۷از دلبر ما نشان کی دارد
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۸دشمن خویشیم و یار آنک ما را می‌کُشد
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۹اینک آن جویی که چرخ سبز را گردان کند
  6. غزل شمارهٔ ۷۳۰اینک آن مرغان که ایشان بیضه‌ها زرین کنند
  7. غزل شمارهٔ ۷۳۱پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بود
  8. غزل شمارهٔ ۷۳۲دی میان عاشقان ساقی و مطرب میر بود
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.