پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۶

دیر آمده‌ای سفر مکن زود

ای مایه هر مراد و هر سود

ای ز آتش عزم رفتن تو

از بینی‌ها برآمده دود

هر عود تلف شود ز آتش

در آتش توست عید هر عود

اومید تو هر دمی بگوید

دستت گیرم به فضل خود زود

اما تو مگو که جهد و کوشش

سودم نکند که بودنی بود

معزول مکن تو قدرتم را

من بسته نیم چو تار در پود

هر لحظه بکاهمت چو خواهم

وز فضل توانمت بیفزود

بربند دهان ز گفت و سر نه

در سجده دوست کوست مسجود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱۸آخر گهر وفا ببارید
  2. غزل شمارهٔ ۷۱۹ای اهل صبوح در چه کارید
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۰از بهر چه در غم و زحیرید
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۱هر سینه که سیمبر ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۲ما مست شدیم و دل جدا شد
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۳ساقی برخیز کان مه آمد
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۴گر مایهٔ دهر جان فزا بود
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۵کس با چو تو یار راز گوید
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.