پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۰

آن شعله نور می‌خرامد

وان فتنه حور می‌خرامد

شب جامه سپید کرد زیرا

کان ماه ز دور می‌خرامد

مستان شبانه را بشارت

ساقی به سحور می‌خرامد

جان را به مثال عود سوزیم

کان کان بلور می‌خرامد

آن فتنه نگر که بار دیگر

با صد شر و شور می‌خرامد

آن دشمن صبرهای عاشق

در خون صبور می‌خرامد

جانم به فدای آن سلیمان

کو جانب مور می‌خرامد

جز چهره عاشقان مبینید

کان شاه غیور می‌خرامد

در قالب خلق شمس تبریز

چون نفخه صور می‌خرامد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱۲خوش باش که هر که راز داند
  2. غزل شمارهٔ ۷۱۳ساقی زان می که می‌چریدند
  3. غزل شمارهٔ ۷۱۴اول نظر ار چه سرسری بود
  4. غزل شمارهٔ ۷۱۵اول نظر ار چه سرسری بود
  5. غزل شمارهٔ ۷۱۶دیر آمده‌ای سفر مکن زود
  6. غزل شمارهٔ ۷۱۷آن کس که به بندگیت آید
  7. غزل شمارهٔ ۷۱۸آخر گهر وفا ببارید
  8. غزل شمارهٔ ۷۱۹ای اهل صبوح در چه کارید
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.