پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰۱

آن خواجه خوش لقا چه دارد

بازار مرا بها چه دارد

او عشوه دهد از او تو مشنو

رختش بطلب که تا چه دارد

نقدش برکش ببین که چندست

در نقد دگر دغا چه دارد

گر دست و ترازوی نداری

تا برکشی کز صفا چه دارد

اندر سخنش کشان و بو گیر

کز بوی می بقا چه دارد

شاد آن که بجست جان خود را

کز حالت مرتضا چه دارد

در خویش ز اولیا چه بیند

وز لذت انبیا چه دارد

گفتم به قلندری که بنگر

کان چرخ که شد دوتا چه دارد

گفتا که فراغتیست ما را

کو خود چه کس است یا چه دارد

مستم ز خدا و سخت مستم

سبحان الله خدا چه دارد

از رحمت شمس دین تبریز

هر سینه جدا جدا چه دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۰۳آن کس که ز جان خود نترسد
  2. غزل شمارهٔ ۷۰۴آن جا که چو تو نگار باشد
  3. غزل شمارهٔ ۷۰۵ای کز تو همه جفا وفا شد
  4. غزل شمارهٔ ۷۰۶روزم به عیادت شب آمد
  5. غزل شمارهٔ ۷۰۷آن یوسف خوش عذار آمد
  6. غزل شمارهٔ ۷۰۸برخیز که ساقی اندر آمد
  7. غزل شمارهٔ ۷۰۹جان از سفر دراز آمد
  8. غزل شمارهٔ ۷۱۰آن شعله نور می‌خرامد
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.