پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰۲

پرکندگی از نفاق خیزد

پیروزی از اتفاق خیزد

تو ناز کنی و یار تو ناز

چون ناز دو شد طلاق خیزد

ور زان که نیاز پیش آری

صد وصلت و صد عناق خیزد

از ناز شود ولایتی تنگ

در دل سفر عراق خیزد

تو خون تکبر ار نریزی

خون جوش کند خناق خیزد

رو دردی ناز را بپالا

زیرا طرب از رواق خیزد

یار آن طلبد که ذوق یابد

زیرا طلب از مذاق خیزد

یارست نه چوب مشکن او را

چون برشکنی طراق خیزد

این بانگ طراق چوب ما را

دانیم که از فراق خیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۰۴آن جا که چو تو نگار باشد
  2. غزل شمارهٔ ۷۰۵ای کز تو همه جفا وفا شد
  3. غزل شمارهٔ ۷۰۶روزم به عیادت شب آمد
  4. غزل شمارهٔ ۷۰۷آن یوسف خوش عذار آمد
  5. غزل شمارهٔ ۷۰۸برخیز که ساقی اندر آمد
  6. غزل شمارهٔ ۷۰۹جان از سفر دراز آمد
  7. غزل شمارهٔ ۷۱۰آن شعله نور می‌خرامد
  8. غزل شمارهٔ ۷۱۱امروز نگار ما نیامد
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.