پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰۰

آن خواجه خوش لقا چه دارد

آیینه‌اش از صفا چه دارد

هان تا نروی تو در جوالش

رختش بطلب که تا چه دارد

اندر سخنش کشان و بو گیر

کز بوی می بقا چه دارد

در گلشن ذوق او فرورو

کز نرگس و لاله‌ها چه دارد

هر چند کز انبیا بلافید

از گوهر انبیا چه دارد

گرچه صلوات می‌فرستند

از صفوت مصطفی چه دارد

یا سایه خود بر او مینداز

کو خود چه کس است یا چه دارد

در ساقی خویش چنگ درزن

مندیش که آن سه تا چه دارد

عمری پی زید و عمرو بودی

زین پس بنگر خدا چه دارد

از سرمجموع اصل مگذر

کاین اصل جدا جدا چه دارد

این کاه سخن دگر مپیما

بندیش که کهربا چه دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۰۲پرکندگی از نفاق خیزد
  2. غزل شمارهٔ ۷۰۳آن کس که ز جان خود نترسد
  3. غزل شمارهٔ ۷۰۴آن جا که چو تو نگار باشد
  4. غزل شمارهٔ ۷۰۵ای کز تو همه جفا وفا شد
  5. غزل شمارهٔ ۷۰۶روزم به عیادت شب آمد
  6. غزل شمارهٔ ۷۰۷آن یوسف خوش عذار آمد
  7. غزل شمارهٔ ۷۰۸برخیز که ساقی اندر آمد
  8. غزل شمارهٔ ۷۰۹جان از سفر دراز آمد
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.