پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۶

مرغان که کنون از قفس خویش جدایید

رخ باز نمایید و بگویید کجایید

کشتی شما ماند بر این آب شکسته

ماهی صفتان یک دم از این آب برآیید

یا قالب بشکست و بدان دوست رسیدست

یا دام بشد از کف و از صید جدایید

امروز شما هیزم آن آتش خویشید

یا آتشتان مرد شما نور خدایید

آن باد وبا گشت شما را فسرانید

یا باد صبا گشت به هر جا که درآیید

در هر سخن از جان شما هست جوابی

هر چند دهان را به جوابی نگشایید

در هاون ایام چه درها که شکستید

آن سرمه دیدست بسایید بسایید

ای آنک بزادیت چو در مرگ رسیدید

این زادن ثانیست بزایید بزایید

گر هند وگر ترک بزادیت دوم بار

پیدا شود آن روز که روبند گشایید

ور زانک سزیدیت به شمس الحق تبریز

والله که شما خاصبک روز سزایید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۸بگو دل را که گرد غم نگردد
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۹دلم امروز خوی یار دارد
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۰نثرنا فی ربیع الوصل بالورد
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۱بیا ای زیرک و بر گول می‌خند
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۲اگر عالم همه پرخار باشد
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۳توی نقشی که جان‌ها برنتابد
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۴دلی دارم که گرد غم نگردد
  8. غزل شمارهٔ ۶۶۵خنک جانی که او یاری پسندد
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.