پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۰

تا باد سعادت ز محمد خبر افکند

زان مردی و زان حمله شقاوت سپر افکند

از حال گدا نیست عجب گر شود او پست

تیغ غم تو از سر صد شاه سر افکند

روزی پسر ادهم اندر پی آهو

مانند فلک مرکب شبدیز برافکند

دادیش یکی شربت کز لذت و بویش

مستیش به سر برشد و از اسب درافکند

گفتند همه کس به سر کوی تحیر

مسکین پسر ادهم تاج و کمر افکند

از نام تو بود آنک سلیمان به یکی مرغ

در ملکت بلقیس شکوه و ظفر افکند

از یاد تو بود آنک محمد به اشارت

غوغای دو نیمه شدن اندر قمر افکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۲در خانه نشسته بت عیار که دارد
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۳در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۴تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۵بار دگر آن آب به دولاب درآمد
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۶بار دگر آن مست به بازار درآمد
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۷تدبیر کند بنده و تقدیر نداند
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۸ای قوم به حج رفته کجایید؟ کجایید؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۹بر چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شد
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.