پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۸

ای قوم به حج رفته کجایید؟ کجایید؟

معشوق همین جاست، بیایید بیایید

معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار

در بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟

گر صورت بی‌صورت معشوق ببینید

هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

ده بار از آن راه بدان خانه برفتید

یک بار از این خانه بر این بام برآیید

آن خانه لطیفست نشان‌هاش بگفتید

از خواجهٔ آن خانه نشانی بنمایید

یک دستهٔ گل کو اگر آن باغ بدیدید؟

یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید؟

با این همه آن رنج شما گنج شما باد

افسوس که بر گنجِ شما، پرده شمایید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۰آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۱مهتاب برآمد کلک از گور برآمد
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۲تدبیر کند بنده و تقدیر نداند
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۳چون بر رخ ما عکس جمال تو برآید
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۴هر نکته که از زهر اجل تلختر آید
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۵از بهر خدا عشق دگر یار مدارید
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۶مرغان که کنون از قفس خویش جدایید
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۷گر یک سر موی از رخ تو روی نماید
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.