پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۱

شاه گشادست رو، دیده شه بین که راست ؟

باده گلگونِ شه، بر گل و نسرین که راست ؟

شاه در این دم به بزم پای طرب درنهاد

بر سر زانوی شه تکیه و بالین که راست ؟

پیش رخ آفتاب چرخ پیاپی کی زد ؟

در تتق ابر تن ماه به تعیین که راست ؟

ساغرها می‌شمرد وی بشده از شمار

گر بنشد از شمار ساغر پیشین که راست ؟

از اثر روی شه هر نفسی شاهدی

سر کشد از لامکان گوید کابین که راست ؟

ای بس مرغان آب بر لب دریای عشق

سینه صیاد کو دیده شاهین که راست ؟

هین که براقان عشق در چمنش می‌چرند

تنگ درآمد وصال لایقشان زین که راست ؟

سیمبر خوب عشق رفت به خرگاه دل

چهره زر لایق آن بر سیمین که راست ؟

خسرو جان شمس دین مفخر تبریزیان

در دو جهان همچو او شاه خوش‌آیین که راست ؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۳هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۴نوبت وصل و لقاست نوبت حشر و بقاست
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۵کار ندارم جز این کارگه و کارم اوست
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۶باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوست
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۷آنک چنان می‌رود ای عجب او جان کیست
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۸با وی از ایمان و کفر باخبری کافریست
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۹ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۰ای غم! اگر مو شوی پیش منت بار نیست
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.